Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ حجاب و عفاف Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

☺باور دارم که حجـــاب یک هنــــر است اما هنرمنـــد کسی است که بتـــواند دوست خود را با حجـــاب کند

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ حجاب و عفاف Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

☺باور دارم که حجـــاب یک هنــــر است اما هنرمنـــد کسی است که بتـــواند دوست خود را با حجـــاب کند

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ    حجاب و عفاف   Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

امام علی علیه السلام فرمود: «پوشیدگی زن برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد».
(غررالحکم، فصل ۴۴، حرف صاد، حدیث ۱۰)

♥امیدوارم لحظات خوشی را در این وب سپری کنید .♥

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

شعر نو درباره حجاب

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ب.ظ

دخترم! با تو سخن می‌گویم

گوش کن، با تو سخن می‌گویم


زندگی در نگهم گلزاریست

و تو با قامت چون نیلوفر

شاخه پر گل این گلزاری





من در اندام تو یک خرمن گل می‌بینم

گل گیسو گل لب‌ها گل لبخند شباب

من به چشمان تو گل‌های فراوان دیدم

گل تقوا

گل عفت

گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ

گل دنیای سپید

می‌خرامی و تو را می‌نگرم

چشم تو آینه روشن دنیای من است

تو همان خردنهالی که چنین بالیدی

راست، چون شاخه سرسبز و برومند شدی

همچو پر غنچه درختی، همه لبخند شدی

دیده بگشای و در اندیشه گلچینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

کس به فردای گل باغ نمی‌اندیشد

آن‌که گرد همه گل‌ها به هوس می‌چرخد

بلبل عاشق نیست

بلکه گلچین سیه کرداریست

که سراسیمه دَود در پی گل‌های لطیف

تا یکی لحظه بچنگ آرد و ریزد بر خاک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک

تو گل شادابی

به ره باد، مرو

غافل از باغ مشو

ای گل صد پر من!

با تو در پرده سخن می‌گویم:

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

کس نگیرد ز گل مرده سراغ

دخترم! با تو سخن می‌گویم:

عشق دیدار تو بر گردن من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس درشتی کمیاب

«گردن آویز» بر این زنجیری

تا نگهبان تو باشم ز «حرامی» هر شب

خواب بر دیده من هست حرام

بر خود از رنج به پیچم همه روز

دیده از خواب بپوشم همه شام

دخترم، گوهر من!

گوهرم، دختر من!

تو که تک گوهر دنیای منی

دل به لبخند «حرامی» مسپار

«دزد» را «دوست» مخوان

چشم امید بر ابلیس مدار

دیو خویان پلیدای که سلیمان رویند

همه گوهر شکنند

«دیو» کی ارزش گوهر داند؟

نه خردمند بود

آنکه اهریمن را

از سر جهل، سلیمان خواند

دخترم ای همه هستی من!

تو چراغی، تو چراغ همه شب‌های منی

به ره باد مرو

تو گلی، دسته گل صد رنگی

پیش گلچین منشین

تو یکی گوهر تابنده بی مانندی

خویش را خوار مبین

آری ای دخترکم، ای به سراپا الماس

از «حرامی» بهراس

قیمت خود مشکن

قدر خود را بشناس

قدر خود را بشناس

مهدی سهیلی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی